<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تحقیقات کتابداری و اطلاع‌رسانی  دانشگاهی</title>
    <link>https://jlib.ut.ac.ir/</link>
    <description>تحقیقات کتابداری و اطلاع‌رسانی  دانشگاهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 31 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 31 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>استقلال از بستر مادی اطلاعات: از سازماندهی دانش تا مسئله آگاهی در فلسفه ذهن و هوش مصنوعی</title>
      <link>https://jlib.ut.ac.ir/article_107387.html</link>
      <description>هدف: مفهوم &amp;amp;laquo;استقلال از بستر مادی&amp;amp;raquo; یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در علم اطلاعات، علوم رایانه و فلسفه ذهن است که نقش تعیین‌کننده‌ای در گذار کتابداری سنتی به علم اطلاعات مدرن و نیز در شکل‌گیری پارادایم‌های نوین هوش مصنوعی ایفا کرده است. این مفهوم بر تمایز میان &amp;amp;laquo;اطلاعات به عنوان موجودیتی انتزاعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بستر مادی تجلی آن&amp;amp;raquo; تأکید دارد و اطلاعات را نه یک شیء فیزیکی، بلکه یک &amp;amp;laquo;الگوی انتزاعی&amp;amp;raquo; تعریف می‌کند.روش پژوهش: مطالعه حاضر با رویکردی تحلیلی، مفهوم &amp;amp;laquo;استقلال از بستر مادی&amp;amp;raquo; را در چهار سطح اصلی تبیین می‌کند: 1. سطح علم اطلاعات شامل تفکیک محتوا از حامل، تحول در نظام‌های سازماندهی دانش و فراداده، و بازتعریف نقش متخصصان اطلاعات؛ 2. سطح میان‌رشته‌ای شامل نشر، موسیقی و محاسبات؛ 3. سطح هوش مصنوعی و فلسفه ذهن شامل ذهن به‌مثابه نرم‌افزار و بارگذاری ذهن؛ و 4. سطح چالش‌های نظری و عملی شامل مسئله آگاهی، بحران تجسم، چالش‌های اخلاقی و محدودیت‌های فیزیکی.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه استقلال از بستر مادی در علم اطلاعات به یک ابزار مدیریتی کارآمد تبدیل شده است، اما تعمیم آن به حوزه آگاهی و هوش مصنوعی با پرسش‌های عمیق فلسفی، فنی و اخلاقی همراه است. این مفهوم نه تنها یک اصل نظری، بلکه یک&amp;amp;nbsp; حوزه پژوهشی پویا و چالش‌برانگیز در علوم معاصر محسوب می‌شود.نتیجه‌گیری: مفهوم استقلال از بستر مادی به عنوان اصل بنیادین علم اطلاعات معاصر، با تفکیک محتوای انتزاعی از حامل فیزیکی، زمینه‌ساز تحول نظام‌های نوین سازماندهی دانش، فراداده‌ها، و راهبردهای حفاظت دیجیتالی شده است. با این حال، تعمیم این اصل به حوزه آگاهی و هوش مصنوعی، پرسش‌های حل‌نشده‌ای درباره ماهیت فهم، نقش تجسم در شناخت، و هویت فردی در محیط‌های دیجیتال مطرح می‌سازد. از این‌رو، این مفهوم نه تنها چارچوبی نظری برای مدیریت اطلاعات در محیط‌های چندقالبی فراهم می‌آورد، بلکه حوزه پژوهشی میان‌رشته‌ای را می‌گشاید که نیازمند همکاری متخصصان علم اطلاعات، علوم رایانه، علوم اعصاب و فلسفه برای واکاوی ابعاد معرفت‌شناختی، فنی و اخلاقی آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ابعاد سرمایه اجتماعی‌ در ارتقای رضایت شغلی و تمایل به تسهیم دانش تاریخی در میان کارکنان موزه ملی ایران</title>
      <link>https://jlib.ut.ac.ir/article_107382.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر در تلاش است تا نقش ابعاد سرمایۀ اجتماعی‌ را در ارتقای رضایت شغلی و تمایل به تسهیم دانش تاریخی در میان کارکنان موزه ملی ایران مورد بررسی قرار دهد.&#13;
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان موزه ملی ایران در سال 1404 بود. با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، 175نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش، پرسشنامه ترکیبی شامل مقیاس سرمایۀ اجتماعی‌ نهاپیت و گوشال (1998)، مقیاس رضایت شغلی پائول اسپکتور (1985) و مقیاس تسهیم دانش وانگ و نو (2010) است. میزان پایایی پرسشنامه مزبور با کمک آلفای کرونباخ (89/0) محاسبه گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده روش مدل معادلات ساختاری و به کمک نرم‌افزار لیزرل تحلیل شد.&#13;
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های حاصل از تأثیرات مستقیم ابعاد سرمایۀ اجتماعی‌ بر تمایل به تسهیم دانش به ترتیب بعد شناختی با ۶۲/۰، بعد ساختاری با 49/0 و بعد رابطه‌ای با 31/0 بار عاملی بیشترین میزان تأثیرات را بر تمایل به تسهیم دانش داشته‌اند. همچنین متغیر رضایت شغلی با بار عاملی 70/0 تأثیر بالایی بر تمایل به تسهیم دانش داشته است. در تمامی موارد مقادیر معناداری به دست آمده بزرگ‌تر از 96/1 بوده و به استناد این نتایج روابط پیش‌بینی شده در فرضیه‌های پژوهش تأیید می‌شود. در بخش بررسی روابط غیرمستقیم بین متغیرهای پژوهش، به ترتیب بعد رابطه‌ای سرمایۀ اجتماعی‌ با 95/0، بعد ساختاری با 79/0 و بعد شناختی با 77/0 به واسطه رضایت شغلی بیشترین تأثیر را بر تمایل به تسهیم دانش تاریخی داشته‌اند.&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌ها تأکید می‌کنند که سرمایۀ اجتماعی‌ به عنوان یکی از دارایی‌های نامشهود سازمانی، نقشی کلیدی در افزایش رضایت شغلی و بهبود تمایل به تسهیم دانش تاریخی توسط کارکنان موزه ملی ایران ایفا می‌کند. بنابراین، مدیران این سازمان باید با تقویت تعاملات اجتماعی، ایجاد اعتماد متقابل، و ترویج اهداف و زبان مشترک، شرایط لازم برای بهبود روابط کاری و بهره‌وری سازمانی را فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش الگوهای بازخورددهی استادان راهنما و هویت نویسندگی در اضطراب دفاع از گزارش‌های علمی دانشجویان تحصیلات تکمیلی</title>
      <link>https://jlib.ut.ac.ir/article_107383.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم الگوهای بازخورددهی استادان راهنما و هویت نویسندگی بر اضطراب دفاع از گزارش‌های علمی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه محقق اردبیلی انجام شد.&#13;
روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد توصیفی-همبستگی و با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری (PLS-SEM) اجراء شد. جامعه آماری شامل حدود ۵۶۷۴ دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با نمونه‌گیری اتفاقی و بر اساس معیار حداقل نمونه برای SEM، ۴۲۴ پرسشنامه توزیع و در نهایت، داده‌های معتبر ۴۰۰ نفر (۶۰/۵ درصد دختر، ۵۸ درصد کارشناسی ارشد، میانگین سنی ۳۱/۲ سال) تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد بود: مقیاس الگوهای بازخورددهی استادان (اوجاک و کارانفیل، 96/0 &amp;amp;alpha;=)، مقیاس هویت نویسنده (چئونگ و دیگران، 92/0 &amp;amp;alpha;=) و مقیاس کوتاه اضطراب دفاع (ویسی و دیگران، 93/0 &amp;amp;alpha;=). تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده با نرم‌افزارهای اس.‌پی.‌اس.‌اس 27 و اسمارت پی.‌ال.‌اس 4 انجام شد.&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد که الگوهای بازخورددهی استادان راهنما با اضطراب دفاع رابطه منفی و معنادار ( 01/0 p&amp;amp;lt; ، 278/0- &amp;amp;beta;= ) و با هویت نویسندگی رابطه مثبت و قوی ( 001/0 p&amp;amp;lt; ، 780/0 &amp;amp;beta;= ) دارد. هویت نویسندگی نیز با اضطراب دفاع رابطه منفی و معنادار ( 001/0 p&amp;amp;lt; ، 325/0- &amp;amp;beta;= ) دارد. اثر غیرمستقیم الگوهای بازخورد استادان بر اضطراب دفاع از طریق میانجی‌گری هویت نویسندگی نیز منفی و معنادار بود ( 001/0 p&amp;amp;lt; ، 255/0-). شاخص‌های برازش مدل (047/0SRMR= ، 543/0 GOF=) بسیار مطلوب و R&amp;amp;sup2; اضطراب دفاع 321/0 بود.&#13;
نتیجه‌گیری: بازخوردهای سازنده و حمایتی استادان راهنما با تقویت هویت نویسندگی دانشجویان، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم اضطراب دفاع را به شکل معناداری کاهش می‌دهد. این یافته‌ها بر لزوم آموزش استادان در ارائه بازخورد مؤثر و طراحی برنامه‌های تقویت هویت نویسندگی در جهت ارتقای سلامت روانی، عملکرد پژوهشی و گزارش‌دهی دانشجویان تحصیلات تکمیلی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رفتار اطلاع‌یابی دانشجویان دانشگاه تبریز با تأکید ویژه بر ابزارهای هوش مصنوعی</title>
      <link>https://jlib.ut.ac.ir/article_107384.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رفتار اطلاع‌یابی دانشجویان دانشگاه تبریز با تأکید بر شناسایی چالش‌ها و پیامدهای رفتاری و شناختی استفاده از هوش مصنوعی در جستجوی اطلاعات بود.روش پژوهش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی است که به روش پیمایش انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقاطع مختلف دانشگاه تبریز به تعداد بیش از 18000 نفر بود. روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبتی بود. حجم نمونه براساس جدول کرجسی- مورگان و با افزایش قابلیت اطمینان، تعداد ۴۲۶ نفر تعیین که 419 پرسشنامه برگشت داده شد. روایی ابزار با نظر استادان و صاحب‌نظران حوزه رفتار اطلاع‌یابی تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای تمامی مؤلفه‌ها بالاتر از ۰.۷ به دست آمد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آزمون‌های ناپارامتریک فریدمن، یومن‌ویتنی و کروسکال والیس استفاده شد.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که مهم‌ترین نیاز اطلاعاتی بیان‌شده توسط دانشجویان &amp;amp;laquo;اطلاعات آموزشی و پژوهشی&amp;amp;raquo; بود. &amp;amp;laquo;ابزارهای هوش مصنوعی&amp;amp;raquo; به‌عنوان منبع اطلاعاتی جدید و پُرکاربرد برای رفع نیازهای اطلاعاتی دانشجویان شناسایی شد. شناخت دانشجویان از ابزارهای هوش مصنوعی در سطح نسبتاً بالایی بود. چت‌جی‌بی‌تی پُراستفاده‌ترین ابزار هوش مصنوعی بود. مهم‌ترین انگیزه دانشجویان برای استفاده از هوش مصنوعی &amp;amp;laquo;بهبود کیفیت تکالیف و پروژه‌ها&amp;amp;raquo; بود. رایج‌ترین شیوه ارزیابی صحت اطلاعات کسب‌شده از هوش مصنوعی &amp;amp;laquo;استفاده از نتایج موتورهای جستجو برای بررسی صحت ادعاها، نقل‌قول‌ها و تاریخ‌ها&amp;amp;raquo; شناسایی شد. مهم‌ترین چالش استفاده از هوش مصنوعی در جستجوی اطلاعات &amp;amp;laquo;عدم درج منبع و یا نامعتبر بودن منبع ارائه شده&amp;amp;raquo; بیان شد. چالش‌های &amp;amp;laquo;کاهش یا قطع ارتباط با منابع علمی معتبر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;امکان سوءگیری در اطلاعات ارائه شده&amp;amp;raquo; در مراتب بعدی قرار داشتند. مهم‌ترین پیامدهای رفتاری و شناختی استفاده از هوش مصنوعی در جستجوی اطلاعات، افزایش سرعت جستجوی اطلاعات، صرفه‌جویی در زمان جستجو، دسترسی آسان به پاسخ سؤالات، ارائه پاسخ‌های خلاصه و کاربردی بیان شدند. نتایج آزمون یومن‌ویتنی و کروسکال والیس به ترتیب نشان داد که میان دختران و پسران، مقاطع تحصیلی، گروه‌های سنی و گروه‌های عمده تحصیلی ازنظر پیامدهای رفتاری و شناختی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در جستجوی اطلاعات تفاوت معنا‌داری مشاهده نشد؛ اما ازنظر میزان شناخت از ابزارهای هوش مصنوعی این تفاوت‌ها معنا‌داری بود. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که میان منابع اطلاعاتی مورد استفاده توسط دانشجویان دانشگاه تبریز برای رفع نیازهای اطلاعاتی‌شان و استفاده از شیوه‌های ارزیابی صحت اطلاعات کسب‌شده از ابزارهای هوش مصنوعی در جستجوی اطلاعات تفاوت معنا‌داری وجود دارد.نتیجه‌گیری: با توجه به استفاده گسترده دانشجویان از ابزارهای هوش مصنوعی به‌عنوان منبع اطلاعاتی، تغییر در رفتار و عادات جستجوی اطلاعات دانشجویان در آینده محتمل به نظر می‌رسد. بنابراین، دانشگاه‌ باید ضمن آگاه کردن دانشجویان به چالش‌های استفاده از هوش مصنوعی، زمینه و بستر استفاده مسئولانه و اخلاقی از هوش مصنوعی را در امور آموزشی و پژوهشی فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگرش نسبت به خواندن آزاد: تحلیل نقش عوامل جامعه‌شناختی</title>
      <link>https://jlib.ut.ac.ir/article_107385.html</link>
      <description>هدف: خواندن آزاد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های فرهنگی، نقش محوری در توسعۀ فکری، اجتماعی و فرهنگی جوامع دارد. شناخت عوامل مؤثر بر نگرش افراد نسبت به این نوع خواندن، به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار، می‌تواند زمینه‌ساز سیاست‌گذاری‌های فرهنگی اثربخش شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و متغیر جنسیت با نگرش نسبت به خواندن آزاد در میان شهروندان باسواد بالای ۱۵ سال شهر خرمشهر انجام شده است.روش‌: این مطالعه از نوع بنیادی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی با رویکرد پیمایشی است. جامعه آماری شامل تمامی شهروندان باسواد بالای ۱۵ سال ساکن خرمشهر (۹۶۰۵۱ نفر) بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی چندمرحله‌ای و متناسب با سهم جمعیتی مناطق انجام شد و درمجموع ۴۰۶ پرسشنامه توزیع گردید. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های استاندارد سرمایۀ فرهنگی بوردیو، سرمایۀ اجتماعی، سرمایۀ اقتصادی و نگرش نسبت به خواندن آزاد بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. در سطح توصیفی از شاخص‌های آماری مانند میانگین و درصد و در سطح استنباطی از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره بهره گرفته شد. نرمال بودن توزیع داده‌ها با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف تأیید شد.یافته‌ها: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، بین سرمایۀ فرهنگی و نگرش به خواندن آزاد رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد (ضریب همبستگی ۱۴۸/۰، سطح معناداری ۰۰۳/۰). این نتیجه نشان می‌دهد که افزایش سرمایۀ فرهنگی با بهبود نگرش افراد نسبت به خواندن آزاد همراه است. همچنین، میان سرمایۀ اجتماعی و نگرش نسبت به خواندن آزاد نیز رابطه‌ای مثبت و معنادار مشاهده شد (ضریب همبستگی ۱۵۹/۰، سطح معناداری ۰۰۲/۰)، به‌گونه‌ای که هرچه سطح سرمایۀ اجتماعی افراد بالاتر باشد، نگرش آنها نسبت به خواندن آزاد نیز مثبت‌تر خواهد بود. در مورد سرمایۀ اقتصادی نیز یافته‌ها نشانگر وجود رابطه‌ای معنادار و مثبت با نگرش به خواندن آزاد هستند (ضریب همبستگی ۲۵۹/۰، سطح معناداری ۰۰۰/۰). مقدار ضریب همبستگی چندگانه برابر با ۳۲۳/۰ است که نشان‌دهنده میزان همبستگی بین ترکیب خطی متغیرهای مستقل و متغیر وابسته (نگرش به خواندن آزاد) است. ضریب تعیین&amp;amp;nbsp; برابر با ۱۰۴/۰ نشان می‌دهد که حدود ۱۰ درصد از واریانس متغیر وابسته توسط ترکیب چهار متغیر مستقل قابل تبیین است. همچنین ضریب تعیین تعدیل‌شده که در شرایطی با حجم نمونه کوچک اهمیت بیشتری دارد، برابر با ۰۹۷/۰ به‌دست آمده است که نشان می‌دهد متغیرهای وارد شده به مدل از کفایت مناسبی برخوردارند.نتیجه‌گیری: بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که ارتقای نگرش افراد نسبت به خواندن آزاد نیازمند توجه به این ابعاد جامعه‌شناختی است. در بافتی مانند خرمشهر، که ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خاصی دارد، تقویت این سرمایه‌ها می‌تواند بستری مؤثر برای رشد فرهنگ مطالعه فراهم آورد. سیاست‌گذاری فرهنگی در این زمینه باید متناسب با واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی جامعه طراحی شود و درعین‌حال، به تفاوت‌های جنسیتی و نقش آنها در تمایلات مطالعاتی نیز توجه داشته باشد. در نهایت، توسعه متوازن سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می‌تواند به‌عنوان راهبردی کلیدی برای بهبود نگرش عمومی به خواندن و ارتقای جایگاه آن در سبک زندگی شهروندان مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش شیوع باورهای اطلاعات سلامت درباره بیماری کووید 19 در دوره پساکرونا</title>
      <link>https://jlib.ut.ac.ir/article_107381.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف شناسایی میزان شیوع باورهای درست و نادرست در دوران پسا کرونا که اضطراب این بیماری به اتمام رسیده است و میزان آگاهی افراد افزایش یافته است، انجام شده است.روش پژوهش: ابتدا باورهای درست و نادرست مرتبط با بیماری کرونا به‌واسطه مطالعه کتابخانه‌ای به دست آمد. سپس، پرسشنامه محقق ساخته شامل 5 بخش بیماری کرونا و ابتلا به آن، داروها و مکمل‌ها، راهکارهای خانگی، واکسن کرونا و بهداشت در محیط ساخته شد. جامعۀ آماری پژوهش دانشجویان رشته داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مجموع 500 نفر بوده‌اند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 218 نفر بود که پرسشنامه به‌صورت تصادفی ساده بین آنها توزیع شد. داده‌ها پس از گردآوری توسط نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس و اسمارت‌پی.اِل.اس. مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که اگرچه سطح آگاهی دانشجویان داروسازی درباره بیماری کووید&amp;amp;ndash;۱۹ در برخی ابعاد قابل‌قبول است؛ اما وجود درصد قابل‌توجهی از باورهای نادرست در زمینه‌های &amp;amp;laquo;داروها و مکمل‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;راهکارهای خانگی&amp;amp;raquo; بیانگر استمرار نوعی خلأ در سواد سلامت و درک انتقادی از اطلاعات علمی است. باور اشتباه نسبت به اثربخشی داروهایی نظیر ایورمکتین و کلروکین در درمان کرونا همچنان بین قشر تحصیل‌کرده حوزۀ سلامت وجود دارد. درزمینة واکسن، آگاهی پاسخ‌دهندگان نسبتاً بالا بوده است. راهکارهای خانگی نظیر غرغره نمک و خوردن سیر و تأثیر گرمای خورشید هنوز در بین افراد مورد توجه است.نتیجه‌گیری: با توجه به داده‌های حاصل از پژوهش حاضر نشان داده شد که دانشجویان داروسازی، به‌رغم نقش بالقوه خود به‌عنوان منابع غیررسمی اطلاعات سلامت در جامعه، ممکن است خود تحت تأثیر اینفودمیک قرار گیرند. تداوم باورهای نادرست اطلاعات سلامت، می‌تواند در شرایط بحران‌های آینده به بازتولید اطلاعات ناصحیح در سطح جامعه منجر شود. بنابراین، تقویت مهارت‌های ارزیابی انتقادی اطلاعات و تشخیص منابع معتبر، باید به‌عنوان یکی از اولویت‌های آموزش علوم پزشکی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام‌مند مطالعات مربوط به پرسش‌های پژوهش در جهان</title>
      <link>https://jlib.ut.ac.ir/article_107386.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، ارائه تصویری نظام‌مند از مطالعات جهانی مرتبط با &amp;amp;laquo;پرسش‌های پژوهش&amp;amp;raquo; و شناسایی محورهای اصلی، رویکردها و خلأهای موجود در این حوزه است. با وجود نقش بنیادین پرسش‌های پژوهش در شکل‌دهی فرایندهای علمی، بررسی‌ها نشان می‌دهد که این موضوع در پژوهش‌های داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفته و حتی در سطح بین‌المللی نیز فاقد یک طبقه‌بندی جامع و منسجم است. این مطالعه می‌کوشد با رویکردی تحلیلی و انتقادی، ضمن گردآوری و دسته‌بندی پیشینه‌های موجود، روندهای غالب، نقاط ضعف و حوزه‌های کمتر کاوش‌شده را مشخص کرده و زمینه‌ای برای هدایت پژوهش‌های آینده فراهم آورد.&#13;
روش‌شناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور نظام‌مند انجام شده است. در مرحله نخست، بیش از ۲۰۰ منبع علمی شناسایی شد که پس از اعمال معیارهای ارتباط، کیفیت و اهمیت علمی، ۶۷ مطالعه کلیدی برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. مطالعات منتخب ابتدا در سه طبقه اصلی و سپس در زیرشاخه‌های دقیق‌تر دسته‌بندی شدند.&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که مطالعات مربوط به پرسش‌های پژوهش عمدتاً در سه محور متمرکز هستند: معیارهای ارزیابی و تدوین پرسش‌های پژوهش، حوزه‌های موضوعی، و منابع کتابی علمی. در محور معیارهای ارزیابی، چارچوب FINER همچنان غالب‌ترین الگو است، در حالی که چارچوب‌های توسعه‌یافته‌تری مانند FINERMAPS &amp;amp;nbsp;و RIN.AFE کمتر به کار گرفته شده‌اند. در حوزه تدوین و صورت‌بندی پرسش‌های پژوهش، اجماع نظری مشخصی وجود ندارد و رویکردها از مدل‌های خطی تا فرایندهای پویا و تکرارشونده متغیرند. در حوزه‌های موضوعی، علوم پزشکی بیشترین سهم را دارد و توسعه چارچوب‌های ساختاریافته‌ای مانند PICO(T) حاصل نیازهای پژوهش‌های بالینی است. سایر حوزه‌ها، از جمله هوش مصنوعی و علوم انسانی، رویکردهای متنوع، اما پراکنده‌ای را دنبال کرده‌اند.&#13;
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که حوزه &amp;amp;laquo;پرسش‌های پژوهش&amp;amp;raquo; در سطح جهانی در حال گسترش و تحول است، اما از نظر مفهومی و انتقادی همچنان با پراکندگی و فقدان چارچوب‌های جامع مواجه است. تمرکز اصلی مطالعات بر تدوین و صورت‌بندی پرسش‌های پژوهش است، در حالی که معیارهای ارزیابی کمتر دچار تحول شده‌اند. این پژوهش با ترسیم نقشه‌ای منسجم از وضعیت موجود، بر ضرورت توجه بیشتر علوم انسانی و اجتماعی به ابعاد نظری پرسش‌های پژوهش تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که ارتقای کیفیت پرسش‌ها، نقشی اساسی در بهبود آموزش روش پژوهش و تولید دانش علمی ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت موجود و سنجش بلوغ مدیریت دانش در صنعت بانکداری: براساس مدل شرکت زیمنس</title>
      <link>https://jlib.ut.ac.ir/article_104686.html</link>
      <description>هدف: هدف از پژوهش حاضر، سنجش بلوغ و ارزیابی وضعیت میزان آمادگی و سطح بلوغ شرکت رایانه خدمات امید به عنوان یکی از شرکت‌های صنعت بانکداری و مالی از منظر مدیریت دانش و بررسی وضعیت فرایندهای دانشی این شرکت بر اساس مدل KMMM شرکت زیمنس است.
روش: این پژوهش یک پژوهش کمی است؛ روش پژوهش پیمایشی بوده و از نوع کاربردی است. جهت گردآوری داده‌های مورد نیاز پژوهش از پرسشنامه استاندارد مدل KMMM شرکت زیمنس استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، تمامی کارکنان شرکت رایانه خدمات امید بودند که شامل 330 نفر پرسنل این شرکت می‌شود. نمونه آماری این پژوهش نیز عبارتند از 197 نفر از پرسنل شرکت که به صورت تصادفی از میان جامعه آماری پژوهش انتخاب شدند.
یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که وضعیت بلوغ مدیریت دانش شرکت رایانه خدمات امید بر اساس مدل KMMM در سطح 2 (مرحله تکرار) قرار دارد؛ معیار «فناوری، زیرساخت» بالاترین امتیاز و معیار «استراتژی، اهداف دانش»، پایین‌ترین امتیاز از این ارزیابی را به خود اختصاص داده است. سایر معیارها به ترتیب امتیازات کسب شده هر یک عبارت‌اند از: «ساختارهای دانش، فرم‌های دانشی»، «مشارکت، فرهنگ»، «فرایندها، نقش‌ها، سازمان»، «محیط‌، شراکت‌ها»، «رهبری، حمایت» و «افراد، شایستگی‌ها».
یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که وضعیت بلوغ مدیریت دانش شرکت رایانه خدمات امید بر اساس مدل KMMM در سطح 2 (مرحله تکرار) قرار دارد؛ معیار «فناوری، زیرساخت» بالاترین امتیاز و معیار «استراتژی، اهداف دانش»، پایین‌ترین امتیاز از این ارزیابی را به خود اختصاص داده است. سایر معیارها به ترتیب امتیازات کسب شده هر یک عبارت‌اند از: «ساختارهای دانش، فرم‌های دانشی»، «مشارکت، فرهنگ»، «فرایندها، نقش‌ها، سازمان».</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
